از ژورنالیسم و لحظه قطعی تا بیان شخصی؛ تحول رویکرد عکاسان مگنوم در قرن بیست‌ویکم

کاور گزارش نشست «از ژورنالیسم تا بیان شخصی؛ تحول نگاه عکاسان مگنوم در قرن ۲۱» با حضور مهدی وثوق‌نیا.

نشست تخصصی عکاسی با عنوان «از ژورنالیسم تا بیان شخصی؛ تحول نگاه عکاسان مگنوم در قرن ۲۱» عصر چهارشنبه، دهم تیرماه ۱۴۰۵، به همت انجمن سینمای جوانان ایران (دفتر قزوین) در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد برگزار شد.

در این نشست، مهدی وثوق‌نیا، عکاس مطرح و مدرس دانشگاه، به واکاوی تحولاتی پرداخت که طی بیش از هفت دهه، پس از تأسیس آژانس مگنوم، نگرش به عکاسی را ــ به‌ویژه در میان عکاسان و علاقه‌مندان به عکاسی مستند ــ دستخوش دگرگونی کرده است. او با مروری بر تاریخ و سیر تحول این آژانس معتبر، تغییر ماهیت فعالیت عکاسان معاصر و دگرگونی رویکرد آنان در قرن بیست‌ویکم را تحلیل کرد.

اهمیت بحث در فضای هنر معاصر

مهدی وثوق‌نیا، که سال‌هاست هم در عرصه عکاسی و هم در حوزه آموزش فعالیت می‌کند، سخنان خود را با این نکته آغاز کرد که او نیز به نسلی تعلق دارد که عکاسان آژانس مگنوم الگوی حرفه‌ای آن بودند. همین تجربه زیسته، همراه با نگاهی انتقادی، محور اصلی سخنرانی او در این نشست را شکل داد.

در روزگاری که هر فرد یک دوربین به همراه دارد و هر لحظه از زندگی خود را به سادگی ثبت می‌کند، پرسشی بنیادین و همچنان مهم مطرح است: عکاسی چیست؟

طرح این پرسش امروز نه‌تنها برای عکاسان حرفه‌ای، بلکه برای تمام افرادی که با روایت‌های بصری سروکار دارند، حیاتی است. سخنران نشست با پرداختن به این پرسش، تلاش کرد آن را در مسیری تاریخی و نظری بررسی کند. این نشست با حضور جمعی متنوع از هنرمندان و علاقه‌مندان عکاسی، فرصتی فراهم کرد تا درباره تغییر ماهیت عکاسی گفت‌وگو شود؛ تغییری که از ضرورت خبری و مستند به سمت بیان شخصی و ذهنی حرکت کرده است.

عکس گروهی عکاسان آژانس مگنوم در حیاط دبیرستان Lycée Fénelon پاریس، ژوئن ۱۹۹۰

عکس گروهی اعضا و عکاسان آژانس مگنوم در حیاط دبیرستان Lycée Fénelon شهر پاریس، ژوئن ۱۹۹۰. این تصویر یادگاری یکی از گردهمایی‌های مهم عکاسان مگنوم در دهه ۱۹۹۰ است.

 

آژانس مگنوم و بنیان‌های تاریخی؛ تأسیس و مأموریت اصلی

آژانس مگنوم در سال ۱۹۴۷ به عنوان یک تعاونی خصوصی تأسیس شد. این تعاونی برخلاف سازمان‌های دولتی، بر پایه یک ایده اساسی بنا نهاده شده بود: عکاسان آزاد و مستقل می‌توانند نه‌تنها برای سفارش‌دهندگان کار کنند، بلکه به طور مستقل عکس‌های خود را بفروشند و با دیدگاهی روشنفکرانه، وضعیت انسان را در جهان به شکلی صادقانه ثبت کنند.

دفاتر مختلف این آژانس در نیویورک، پاریس، لندن و توکیو، بر وسعت جغرافیایی و تأثیر جهانی آن می‌افزاید. رابرت کاپا، هانری کارتیه-برسون و دیوید سیمور، عکاسان مؤسس این آژانس، در دوران اولیه پروژه‌های بسیار بلندپروانه‌ای را آغاز کردند. برسون خود را وقف عکاسی از جنوب و شرق آسیا کرد و جورج راجر، آفریقا و خاورمیانه را عرصه فعالیت خود قرار داد. این انتخاب‌های جغرافیایی نه‌تنها نشان‌دهنده بلندپروازی این عکاسان بود، بلکه به نکته‌ای عمیق‌تر اشاره داشت: نسل‌های گذشته عکاسان، برخلاف نسل‌های کنونی، احساس مسئولیتی جهانی داشتند و خود را موظف می‌دانستند تا از تمامی بخش‌های جهان گزارش دهند.

عکس «سرباز در حال سقوط» اثر رابرت کاپا؛ تصویری نمادین از جنگ داخلی اسپانیا در سال ۱۹۳۶

«سرباز در حال سقوط» (The Falling Soldier)، اثر رابرت کاپا، ثبت‌شده در جریان جنگ داخلی اسپانیا در سال ۱۹۳۶. این تصویر یکی از شناخته‌شده‌ترین و بحث‌برانگیزترین عکس‌های تاریخ عکاسی مستند و فتوژورنالیسم به شمار می‌رود.

 

ایدئولوژی و روایت‌شناسی عکاسی؛ واقع‌گرایی و کرامت انسان

وثوق‌نیا تأکید کرد که رویکرد اساسی عکاسان مگنوم بر پایه واقع‌گرایی انتقادی و اخلاقی بنا شده بود؛ رویکردی که تحت عنوان «بنیان عکاسی صریح» شناخته می‌شود. این عکاسان از طریق روایت بصری، نه‌تنها زندگی روزمره را ثبت می‌کردند، بلکه در پی ایجاد پیامی اخلاقی و انسانی بودند.

توموکو اوئمورا در حمام، اثر یوجین اسمیت؛ تصویری از پیامدهای بیماری میناماتا در ژاپن، ۱۹۷۱

«توموکو اوئمورا در حمام» (Tomoko Uemura in Her Bath)، اثر یوجین اسمیت، ۱۹۷۱. این تصویر یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار عکاسی مستند است که پیامدهای انسانی فاجعه آلودگی جیوه و بیماری میناماتا در ژاپن را روایت می‌کند.

سخنران این نشست با نمایش نمونه‌هایی از آثار یوجین اسمیت، مفاهیم «مجموعه‌محوری» و «خطی بودن روایت» را تبیین کرد. اسمیت برای ثبت عکس‌های مربوط به آلودگی آب و تأثیرات کارخانه‌ها بر جامعه ماهیگیران (پروژه میناماتا)، مجموعه‌ای سلسله‌وار و هماهنگ تهیه کرده بود. این نوع عکاسی نه‌تنها به هر عکس به طور منفرد معنا می‌دهد، بلکه در سیاق مجموعه کامل، روایتی قدرتمند و تأثیرگذار می‌آفریند.

عکس «پشت ایستگاه سن لازار» اثر هانری کارتیه برسون؛ مردی در حال پریدن از روی آب در پاریس، ۱۹۳۲

«پشت ایستگاه سن لازار» (Behind the Gare Saint-Lazare)، اثر هانری کارتیه برسون، ۱۹۳۲. این عکس یکی از مشهورترین نمونه‌های «لحظه قطعی» در تاریخ عکاسی خیابانی و مستند است.

 

مفهوم لحظه قطعی؛ تعریف و بحث‌های نظری

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این سخنرانی، بازگشت به مفهوم «لحظه قطعی» بود. همان‌طور که هانری کارتیه-برسون در مقدمه کتاب مشهور خود The Decisive Moment (که نسخه فرانسوی آن با عنوان Images à la Sauvette منتشر شده) می‌نویسد:

“To me, photography is the simultaneous recognition, in a fraction of a second, of the significance of an event as well as of a precise organization of forms which give that event its proper expression.”

«از نظر من، عکاسی عبارت است از تشخیص هم‌زمانِ اهمیت یک رویداد در کسری از ثانیه، و نیز سازمان‌دهی دقیقِ فرم‌هایی که آن رویداد را به مناسب‌ترین شکل بیان می‌کنند.»

جلد کتاب Nuba & Latuka: The Colour Photographs اثر جورج راجر، از بنیان‌گذاران آژانس مگنوم

جلد کتاب «Nuba & Latuka: The Colour Photographs» اثر جورج راجر، شامل مجموعه‌ای از عکس‌های رنگی او از قبایل نوبا و لاتوکا در سودان. این کتاب یکی از منابع مهم تاریخ عکاسی مستند و مردم‌نگاری بصری به شمار می‌رود.

وثوق‌نیا با استناد به این تعریف، به یکی دیگر از دیدگاه‌های شناخته‌شده برسون نیز اشاره کرد؛ آنجا که می‌گوید: «عکاس هنگام عکاسی فکر نمی‌کند، بلکه همیشه پیش از عکاسی و پس از آن می‌اندیشد.» او در تحلیل این دیدگاه توضیح داد:

«پیش از عکاسی، عکاس دانشی در اختیار دارد و معنایی را دریافته است که می‌خواهد آن را بازگو کند. پس از عکاسی نیز، از میان صدها عکس ثبت‌شده، بار دیگر دست به انتخاب می‌زند و تصویری را برمی‌گزیند که بیش از همه با آن معنا هم‌خوانی دارد.»

وثوق‌نیا در ادامه با نمایش چند عکس، این ایده‌ها را ملموس‌تر کرد. او به یکی از عکس‌های معروف برسون اشاره کرد؛ عکسی که مردی را درست در لحظه جهش از روی یک گودال آب نشان می‌دهد. این عکس در کادربندی خود، یک مقایسه ضمنی ایجاد می‌کند: فیگور مرد در حال جهش با پوستر پشت سر او قرینه‌سازی شده و شرایط متفاوتی را به تصویر می‌کشد.

تمایز دیدگاه رابرت فرانک

با این حال، همان‌طور که سخنران اشاره کرد، رابرت فرانک تا حدودی با نظریه «لحظه قطعی» کارتیه-برسون فاصله می‌گیرد. وثوق‌نیا در ادامه به نقل‌قولی از رابرت فرانک اشاره کرد که ناظر بر این دیدگاه است:

“It’s not the decisive moment. It’s not the beginning or end. It’s the middle. It’s more like a question.”

«مسئله، لحظه قطعی نیست؛ نه آغاز است و نه پایان، بلکه میانه ماجراست؛ چیزی شبیه به یک پرسش.»

دو کودک با کاسه‌های خالی، اثر ورنر بیشوف؛ تصویری از پیامدهای جنگ جهانی دوم و فقر کودکان، ۱۹۴۶

«دو کودک با کاسه‌های خالی» (Two Children with Empty Bowls)، اثر ورنر بیشوف، ۱۹۴۶. این عکس از شناخته‌شده‌ترین آثار عکاسی انسان‌گرایانه است که پیامدهای جنگ جهانی دوم بر زندگی کودکان را به تصویر می‌کشد.

جمله بالا به‌خوبی نشان می‌دهد که فرانک از نگاه کلاسیک برسون فاصله می‌گیرد. او معتقد نیست عکس باید یک «لحظه کامل و نهایی» را شکار کند، بلکه بیش از هر چیز به ابهام، تداوم و جریان زندگی علاقه‌مند است. در واقع، این تفاوت دیدگاه پیامی عمیق در خود دارد: برخلاف واقع‌گرایی هندسی برسون، می‌توان روایتی نامنظم، مستند و بی‌واسطه از واقعیت ارائه کرد؛ روایتی که بیش از ثبت یک لحظه استثنایی، بر تجربه زیسته و جریان مداوم زندگی تأکید دارد.

شیت کنتاکت و نسخه نهایی عکس هانری کارتیه برسون؛ نمایش فرآیند انتخاب کادر و ویرایش عکس مستند

شیت کنتاکت (Contact Sheet) و نسخه نهایی یکی از عکس‌های مشهور هانری کارتیه برسون. این تصویر روند انتخاب لحظه، کادربندی و چاپ نهایی را نشان می‌دهد و نمونه‌ای ارزشمند از شیوه کاری یکی از بنیان‌گذاران آژانس مگنوم است.

 

انتقال به دوران معاصر؛ پایان عصر خبرنگاری سنتی

وثوق‌نیا در ادامه به تحولی تاریخی اشاره کرد که پیامدهای آن همچنان در جهان امروز قابل مشاهده است؛ تحولی که او از آن با عنوان «پایان انحصار خبرنگاری» یاد کرد. امروز هر شهروند می‌تواند نقش یک خبرنگار را ایفا کند و بسیاری از رویدادهای مهم جهان، پیش از حضور عکاسان حرفه‌ای، توسط تلفن‌های همراه مردم مستند می‌شوند.

از همین رو، رسانه‌های بزرگ دیگر تنها در انتظار تصاویر عکاسان آژانس‌های خبری نمی‌مانند (چراکه در سال‌های گذشته تعریف «رسانه» نیز اساساً دستخوش تغییرات بنیادینی شده است)؛ بلکه عکس‌هایی که مردم عادی از سراسر جهان در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند، اغلب سریع‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین روایت‌ها را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهند.

تحول رویکرد و بیان شخصی؛ الک سوث؛ شاعری دوربین در دست

وثوق‌نیا در ادامه به الک سوث (Alec Soth)، عکاس برجسته معاصر اشاره کرد؛ هنرمندی که در جریان پروژه‌های خود طی سالیان، رویکردش به‌طور کامل دگرگون شده است. وی تأکید کرد که این تغییر تنها در انتخاب سوژه‌ها نیست، بلکه شیوه عکاسی، جهان‌بینی و حتی فرم و ترکیب‌بندی او نیز متحول شده است.

پرتره مردی با دو هواپیمای مدل، اثر الک سوث از مجموعه Sleeping by the Mississippi

پرتره‌ای از مجموعه «Sleeping by the Mississippi» اثر الک سوث. این مجموعه با نگاهی مستند و شاعرانه، زندگی، هویت و چشم‌اندازهای آمریکای میانه را روایت می‌کند.

 

روایت در عکاسی: پارادوکس‌ها و امکانات

الک سوث بارها این دیدگاه چالش‌برانگیز را مطرح کرده است: «عکاسی روایت‌پذیر نیست.»

این گزاره برآمده از تجربه شخصی اوست. سوث دریافت که عکاسی، برخلاف سینما یا ادبیات، از ساختار خطی و متعارف روایت برخوردار نیست. در روایت‌شناسی کلاسیک، هر داستان دارای آغاز، میانه و پایان است؛ اما یک تک‌عکس چگونه می‌تواند چنین ساختاری را در خود جای دهد؟

با این حال، سوث و شمار دیگری از عکاسان معاصر به پاسخی تازه رسیدند. آنان دریافتند که روایت در عکاسی ممکن است، اما نه به شیوه کلاسیک. در عوض، با کنار هم قرار دادن چند عکس، چیدمانی مبتنی بر ترتیب، تکرار و ارتباط میان تصاویر و نیز بهره‌گیری از رسانه‌های دیگری مانند تصاویر آرشیوی، بریده‌های روزنامه و آلبوم‌های خانوادگی، می‌توان روایتی ساخت که مخاطب آن را تجربه کند؛ روایتی که در آن، بیننده با پیوند دادن تصاویر، خود داستان را در ذهنش بازسازی می‌کند.

در ادامه، پروژه مشهور «خوابیدن در حاشیه می‌سی‌سی‌پی» (Sleeping by the Mississippi) اثر الک سوت مورد بررسی قرار گرفت. این مجموعه نقدی است بر جامعه مدرن و «رویای آمریکایی» (American Dream) و همچنین به شکلی غیرخطی و شاعرانه، مفاهیمی چون مذهب، جنسیت، مرگ، بیماری، عشق و انزوا را در حاشیه رودخانه می‌سی‌سی‌پی به تصویر می‌کشد. وثوق‌نیا این اثر را از نظر احترام به رسانه عکاسی و سنت سفر در جاده، هم‌رده آثار کلاسیک رابرت فرانک و واکر ایوانز دانست.

عکس تراموا نیواورلئان اثر رابرت فرانک از مجموعه The Americans، ۱۹۵۵

«تراموا، نیواورلئان» (Trolley – New Orleans)، اثر رابرت فرانک از مجموعه «The Americans»، ۱۹۵۵. این تصویر یکی از مشهورترین آثار تاریخ عکاسی مستند و نمادی از جامعه آمریکا در دهه ۱۹۵۰ است.

تحول از مطبوعات به گالری‌ها

وثوق‌نیا یادآور شد که عکاسی مستند در سال‌های آغازین خود، بیش از هر چیز به رسانه‌های چاپی و مجلات وابسته بود. اما امروزه عکاسی معاصر، فراتر از صفحات نشریات، جایگاه اصلی خود را در گالری‌ها، موزه‌ها و کتاب‌های هنری یافته است. این جابه‌جایی نه‌تنها در شیوه نمایش عکس، بلکه در نحوه اندیشیدن عکاس و مواجهه مخاطب با تصویر نیز دگرگون شده است.

در ادامه، وثوق‌نیا به آثار رابرت آدامز اشاره کرد؛ عکس‌هایی از مناظری که بر اثر مداخله انسان دستخوش تغییر شده‌اند و بسیاری از مخاطبان در نگاه نخست آن‌ها را «عکس‌هایی معمولی» یا حتی «بی‌کیفیت» می‌پندارند. اما آدامز رویکردی کاملاً متفاوت داشت؛ او در پی زیباسازی جامعه آمریکا نبود، بلکه از طریق تصویر به تأمل درباره وضعیت زیست‌محیطی و اجتماعی آن می‌پرداخت. این مثال نشان می‌دهد که عکاسی معاصر بیش از آنکه بر کمال فنی، نورپردازی‌های بی‌نقص یا زیبایی‌شناسی صرف تکیه داشته باشد، بر شناخت، کشف، تأمل و نگاه انتقادی استوار است.

رافائل میلاخ (Rafał Milach) و زیباشناسی ضعف

گل‌های رز سفید خشک‌شده آویخته بر سیم فلزی؛ اثری از مجموعه Nearly Every Rose on the Barriers in Front of the Parliament اثر رافائل میلاخ

عکسی از مجموعه «Nearly Every Rose on the Barriers in Front of the Parliament» اثر رافائل میلاخ که گل‌های رز باقی‌مانده بر موانع امنیتی مقابل پارلمان لهستان را به عنوان نمادی از اعتراض، حافظه جمعی و مقاومت مدنی به تصویر می‌کشد.

وثوق‌نیا در بخش دیگری از تحلیل‌های خود، به آثار رافائل میلاخ دیگر عکاس آژانس مگنوم پرداخت. این مجموعه که به موضوع حقوق بشر و اعتراضات مدنی می‌پردازد، رویکردی کاملاً متفاوت به روایت های روتین بصری مگنوم دارد.

تکنیک و زیبایی‌شناسی: میلاخ در این مجموعه با استفاده از فلاش مستقیم، روایتی تلخ، سرد و عبث را به تصویر می‌کشد. نور فلاش در اینجا نقش فرمال و معنایی ویژه‌ای ایفا می‌کند؛ اگر عکس‌ها با نور محیط ثبت می‌شدند، تضاد میان گل‌های سفید ظریف (نماد معترضان) و سازه‌های فلزی بی‌رحمانه تا این حد تأثیرگذار و نمادین جلوه نمی‌کرد.

گل‌های رز سفید خشک‌شده آویخته بر سیم فلزی؛ اثری از مجموعه Nearly Every Rose on the Barriers in Front of the Parliament اثر رافائل میلاخ

عکسی از مجموعه «Nearly Every Rose on the Barriers in Front of the Parliament» اثر رافائو میلاخ که گل‌های رز باقی‌مانده بر موانع امنیتی مقابل پارلمان لهستان را به عنوان نمادی از اعتراض، حافظه جمعی و مقاومت مدنی به تصویر می‌کشد.

وثوق‌نیا این شیوه نورپردازی که در عکاسی کلاسیک ممکن است «ضعف» یا «خطا» تلقی شود را در قالب مفهوم «زیبایی‌شناسی ضعف» (مأخوذ از فرهنگ ژاپنی و مفهوم وابی-سابی) تحلیل کرد که در آن، نقص و زوال نیز بخشی از معنای زندگی و هنر به شمار می‌روند.

نمایی از نمایشگاه مجموعه Nearly Every Rose on the Barriers in Front of the Parliament اثر رافائل میلاخ با آثار نصب‌شده روی دیوار گالری

نمایی از چیدمان نمایشگاهی مجموعه Nearly Every Rose on the Barriers in Front of the Parliament اثر Rafał Milach که مجموعه‌ای از عکس‌ها، آثار چاپی و روایت‌های تصویری این پروژه را در فضای گالری به نمایش می‌گذارد.

شیوه ارائه (Presentation): این مجموعه در قالب یک کتاب آکاردئونی طراحی شده است. در یک سوی صفحات، تصویر گل‌های سفیدِ خشک و پژمرده (نماد زوال و عدم تعادل قدرت) و در سوی دیگر (پشت صفحات)، تصاویری محو و مخدوش از نیروهای پلیس ضدشورش قرار گرفته است.

پروژه Stranger اثر Olivia Arthur

کتاب Stranger اثر اولیویا آرتور با صفحات نیمه‌شفاف و طراحی لایه‌ای، باز شده روی صفحه‌ای که تصویری از چشم‌انداز دوبی را نمایش می‌دهد.

نمایی از طراحی داخلی کتاب Stranger اثر Olivia Arthur که با استفاده از صفحات نیمه‌شفاف و هم‌پوشانی تصاویر، روایت بصری پروژه درباره حافظه، مهاجرت و دگرگونی شهر دوبی را شکل می‌دهد. این کتاب در سال ۲۰۱۵ توسط Fishbar منتشر شد و یکی از فوتوبوک‌های شاخص عکاسی مستند معاصر به شمار می‌رود.

یکی از مجموعه های ارائه شده در این نشست، پروژه غریبه از اولیویا آرتور بود که این مجموعه عکس به گفته سخنران، یکی از مهم‌ترین آثار عکاسی مستند معاصر محسوب می‌شود که با الهام از غرق شدن کشتی MV Dara در سال ۱۹۶۱ در نزدیکی دوبی شکل گرفته است. آرتور با الهام از روایت واقعی خانواده‌ای که هنوز در جست‌وجوی یکی از مفقودشدگان این حادثه بودند، شخصیتی خیالی را تصور می‌کند که پس از پنجاه سال به دوبی بازمی‌گردد و شهری را می‌بیند که در این مدت از یک بندر کوچک به کلان‌شهری جهانی و پرشتاب تبدیل شده است. این روایت نیمه‌داستانی به او امکان می‌دهد تا گذشته و حال، حافظه و واقعیت، و احساس تعلق و بیگانگی را در قالب مجموعه‌ای مستند اما روایی به تصویر بکشد؛ رویکردی که تجربه زیسته مهاجران و هویت متزلزل شهر دوبی را به موضوع اصلی اثر تبدیل می‌کند.

مردی با لباس سنتی عربی که وارونه داخل یک کامیون یا کانتینر خم شده است؛ عکسی از مجموعه Stranger اثر اولیویا آرتور در دوبی.

یکی از تصاویر مجموعه Stranger اثر Olivia Arthur که با بهره‌گیری از ترکیب‌بندی غیرمعمول و رویکردی استعاری، مفاهیم بیگانگی، هویت و دگرگونی زندگی شهری در دوبی را به تصویر می‌کشد. این مجموعه از مهم‌ترین پروژه‌های مستند معاصر آژانس Magnum Photos به شمار می‌رود.

Stranger از منظر تاریخ عکاسی، یکی از پروژه‌های شاخص نسل جدید عکاسان مگنوم به شمار می‌رود، زیرا ضمن گسترش مرزهای عکاسی مستند کلاسیک، نشان می‌دهد که حقیقت را می‌توان از طریق روایت، تخیل و طراحی کتاب نیز بیان کرد. آرتور با استفاده از رنگ‌های کنترل‌شده، ترکیب‌بندی‌های معمارانه، فاصله‌گذاری میان انسان و فضا، و طراحی خلاقانه کتاب با صفحات نیمه‌شفاف، تجربه‌ای چندلایه از شهر و حافظه خلق می‌کند که در آن متن، تصویر و فرم انتشار به یک روایت واحد تبدیل می‌شوند. از همین رو، Stranger نه‌تنها مستندی درباره دوبی، بلکه اثری تأثیرگذار در تحول زبان عکاسی مستند و فوتوبوک معاصر محسوب می‌شود و به عنوان نمونه‌ای برجسته از گذار مگنوم از «ثبت واقعیت» به «روایت واقعیت» شناخته می‌شود.

جوناس بندیکسن (Jonas Bendiksen) و کتاب «ولز» (The Book of Veles)

کتاب The Book of Veles اثر یوناس بندیکسن، منتشرشده توسط GOST Books، از پروژه مستند درباره اخبار جعلی و شهر ولس

نمایی از کتاب The Book of Veles اثر Jonas Bendiksen، عکاس آژانس مگنوم. این فوتوبوک با روایت شهر ولس در مقدونیه شمالی، مرز میان عکاسی مستند، هوش مصنوعی، تصویرسازی و حقیقت را به چالش می‌کشد و از بحث‌برانگیزترین کتاب‌های عکاسی معاصر به شمار می‌رود.

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های این نشست، طرح بحث پیرامون پروژه ساختارشکنانه‌ی جوناس بندیکسن بود که نقدی کوبنده بر دوران پساحقیقت (Post-Truth) و اخبار جعلی است.

مستند جعلی به مثابه حقیقت: این کتاب در نگاه اول یک گزارش مستند کلاسیک از شهر «ولز» در مقدونیه شمالی (مرکز تولید اخبار جعلی در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا) به نظر می‌رسد.اما در واقع پروژه‌ای مفهومی درباره دروغ، اخبار جعلی و اعتماد به تصویر محسوب می‌شود.

نمایی از پروژه The Book of Veles اثر Jonas Bendiksen؛ تصویر مستندنما با شخصیت‌های ساخته‌شده توسط هوش مصنوعی در شهر ولز

این عکس از پروژه The Book of Veles اثر Jonas Bendiksen ثبت شده است. شهر ولز در مقدونیه شمالی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶ به دلیل فعالیت صدها وب‌سایت تولیدکننده اخبار جعلی به شهرت جهانی رسید. نوجوانان این شهر با راه‌اندازی وب‌سایت‌هایی که رسانه‌های سیاسی آمریکا را شبیه‌سازی می‌کردند، از طریق تبلیغات گوگل درآمد قابل‌توجهی کسب کردند و فعالیت آن‌ها بعدها به یکی از مشهورترین نمونه‌های تأثیر اخبار جعلی در فضای دیجیتال تبدیل شد.شخصیت‌های حاضر در تصویر با فناوری CGI و مدل‌سازی سه‌بعدی ساخته شده‌اند. این پروژه مرز میان عکاسی مستند، هوش مصنوعی و حقیقت را به چالش می‌کشد.

فریب مخاطب و جامعه حرفه‌ای: بندیکسن پس از دریافت جایزه معتبر «ورلد پرس فوتو» (World Press Photo) و انتشار کتاب، فاش کرد که هیچ‌یک از تصاویر این مجموعه در دنیای واقعی ثبت نشده‌اند. تمام پرتره‌ها، مناظر و حتی متون مصاحبه‌ها توسط هوش مصنوعی و نرم‌افزارهای سه‌بعدی (CGI) ساخته شده بودند.

مرگ مستند کلاسیک: وثوق‌نیا با اشاره به این اثر تأکید کرد که امروزه با دخالت الگوریتم‌ها، مفهوم عکاسی مستند تغییر کرده و دیگر نمی‌توان به تصویر به عنوان یک سند قطعی اعتماد کرده و این پروژه بندیکسن پرسش بزرگی را درباره اخلاق در عکاسی و آینده مستندنگاری دیجیتال مطرح می‌کند.

داناوان وایلی (Donovan Wylie) و مجموعه «میز» (The Maze)

جلد کتاب MAZE اثر Donovan Wylie درباره زندان امنیتی مز در ایرلند شمالی

کتاب MAZE اثر Donovan Wylie، عکاس ایرلندی و عضو پیشین آژانس مگنوم. این فوتوبوک حاصل سال‌ها مستندسازی زندان امنیتی Maze Prison (Long Kesh) در ایرلند شمالی است و معماری، سازوکارهای نظارت و میراث درگیری‌های سیاسی موسوم به «The Troubles» را از دریچه عکاسی مستند بررسی می‌کند.

اثری از مجموعه Linger اثر Donovan Wylie که سلول‌های خالی زندان Maze Prison را با تغییرات جزئی در پرده‌ها و چیدمان به تصویر می‌کشد. این مجموعه به جای نمایش زندانیان، بر ردپای حضور انسان، حافظه و معماری کنترل تمرکز دارد.

در بخش بعدی نشست، به آثار داناوان وایلی، عکاس سابق مگنوم، پرداخته شد. مهم‌ترین پروژه‌ی مورد بحث، عکاسی از زندان «میز» (The Maze) بود.

مفهوم ملال و تکرار: وایلی برای ثبت این مجموعه، صد روز در محیط یک زندانِ در حال تعطیلی زمان صرف کرد. برون‌دادِ این پروژه، مجموعه‌ای از عکس‌های به شدت تکراری از سلول‌ها و راهروهاست.

مجموعه‌ای از سلول‌های زندان Maze در پروژه Linger اثر Donovan Wylie با پرده‌های متفاوت و فضای خالی

زیبایی‌شناسی تکرار: وثوق‌نیا با اشاره به این عکس‌ها توضیح داد که تکرار و یکنواختی بصری در اینجا به هیچ‌وجه نشانه ضعف عکاس نیست، بلکه ابزاری تعمدی برای القای حس «ملال» (Ennui) و به تصویر کشیدن روح خفقان‌آور زندان است. مقایسه جزئیاتِ در حال تغییرِ سلول‌های مشابه (مانند رنگ یک میله یا فرم یک تخت)، مخاطب را مستقیماً با تجربه زیسته زندانیان و مفهوم زمان و تکرار در زندگی معاصر درگیر می‌کند.

دوربین‌های قطع بزرگ و رویکرد فنی

وثوق‌نیا همچنین به یک تحول فنی در  عکاسی معاصر پرداخت: بسیاری از عکاسان همچون الک سوث دوباره به استفاده از دوربین‌های قطع بزرگ (Large Format) و عکاسی آنالوگ بازگشته‌اند. این بازگشت صرفاً یک انتخاب نوستالژیک نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییری بنیادین در رویکرد عکاس است. دوربین‌های قطع بزرگ، سرعت عکاسی را به شدت کاهش می‌دهند؛ در نتیجه عکاس فرصت بیشتری می‌یابد تا درباره کادربندی، ترکیب‌بندی و معنا بیندیشد. این کاهش سرعت، نه یک ضعف، بلکه فرصتی برای درون‌نگری، تمرکز و تأمل عمیق است.

مقایسه با فیلم‌های موج نو

سخنران برای توضیح بیشتر این گذار تاریخی-هنری، فیلم‌های موج نو (Nouvelle Vague) فرانسه را مثال زد. کارگردان‌هایی مثل ژان-لوک گدار در ابتدا به دلیل رعایت نکردن قواعد تدوین کلاسیک و انحراف از نظام داستان‌پردازی مرسوم، مورد انتقاد قرار گرفتند؛ اما بعدها درک شد که این انحراف، نوعی واقع‌گرایی تازه و نقدِ ساختار داستان‌پردازی‌های هالیوودی و کلیشه‌ای بوده است. به همین ترتیب، تکرار و ملال در عکاسی معاصر، نه یک ضعف فنی، بلکه نقدی بصری به زندگی‌های یکنواخت و سیستم‌های تکرارشونده است.

شبکه‌های اجتماعی و تغییر مفهوم؛ عکاسی به مثابه انتخاب

وثوق‌نیا در ادامه به نکته حائز اهمیتی اشاره کرد: برخی از عکاسان معاصر دیگر به صورت سنتی دوربین به دست نمی‌گیرند و «عکاسی» نمی‌کنند؛ آن‌ها بیشتر در نقش یک «انتخاب‌کننده» یا کیوریتور ظاهر می‌شوند. به این معنا که از میان حجم انبوه تصاویری که در شبکه‌های اجتماعی و اینترنت موجود است، عکس‌هایی را انتخاب و بازآفرینی کرده و با آن‌ها پروژه‌ای جدید می‌سازند.

این تغییر در تعریف عکاسی بسیار عمیق است: عکاسی دیگر تنها به معنای ثبت و تولید تصویر نیست، بلکه انتخاب، چیدمان و ارائه تفسیری جدید از تصاویری است که دنیا از آن‌ها اشباع شده است.

سحر در دریای خزر، محمودآباد، ایران، ۲۰۱۱؛ کاور خیالی آلبوم موسیقی، اثر نیوشا توکلیان

ایران، محمودآباد، دریای خزر، ۲۰۱۱. «کاور خیالی آلبوم موسیقی برای سحر»؛ اثری از نیوشا توکلیان از پروژه Listen که به آرزوها، هویت و محدودیت‌های نسل جوان ایران می‌پردازد.

 

نیوشا توکلیان و حضور عکاسان ایرانی در مگنوم

وثوق‌نیا در بخش دیگری از این نشست به معرفی نیوشا توکلیان، عکاس برجسته ایرانی و عضو آژانس مگنوم پرداخت. او با نگاهی تحلیلی به جایگاه توکلیان، به این نکته اشاره کرد که برخلاف برخی انتقادها که آثار او را دور از سنت کلاسیک مگنوم می‌دانند، پروژه‌های مستند توکلیان همچنان به اصول و رویکرد اولیه این آژانس وفادارند.

به گفته وثوق‌نیا، توکلیان در عین وفاداری به سنت مستند مگنوم، همگام با تحولات عکاسی معاصر، به‌تدریج به سوی بیان شخصی و مستند ذهنی نیز حرکت کرده است. به باور او، این دگرگونی را می‌توان به‌روشنی در نمایشگاه و کتاب اخیر توکلیان با عنوان «و آن‌ها به من خندیدند» مشاهده کرد.

کتاب «و آنها به من خندیدند» اثر نیوشا توکلیان

کتاب «و آنها به من خندیدند» تازه‌ترین اثر نیوشا توکلیان، عکاس مستند و عضو آژانس مگنوم؛ مجموعه‌ای از عکس‌ها و روایت‌های شخصی که به هویت، حافظه و تجربه زیسته می‌پردازد.

 

تحول از ضرورت به انتخاب

این نشست در جوهره خود، روایتگر یک تحول تاریخی بود؛ تحولی که در آن عکاسی از یک ضرورت خبری، رسانه‌ای و مستندِ محض، به ابزاری برای بیان شخصی و بازتاب جهان ذهنی عکاس تبدیل شده است. عکاسان امروز دیگر ناگزیر نیستند صرفاً به ثبت و گزارش رویدادهای جهان بپردازند؛ بلکه می‌توانند — و شاید باید — از خلال تصویر، درباره تجربه‌های زیسته، دغدغه‌های فردی و جهان درونی خود سخن بگویند.

به باور وثوق‌نیا، هنر عکاسی در قرن بیست‌ویکم در میان مجموعه‌ای از تضادها و تنش‌های خلاقانه زیست می‌کند: تضاد میان شتاب روزافزون فناوری و نیاز به تأمل عمیق؛ میان دسترسی همگانی به ابزارهای عکاسی و ضرورت اندیشیدن و انتخاب آگاهانه؛ و میان جهانی‌شدن رسانه‌ها و نیاز به شنیده شدن صداهای شخصی، محلی و بومی. شاید همین تنش‌هاست که عکاسی معاصر را به یکی از پویاترین و پرسش‌برانگیزترین عرصه‌های هنر امروز بدل کرده است.

سخن آخر مجله واحه

این نقطه عطف نه به معنای افول عکاسی مستند، بلکه فرصتی برای بازاندیشی در کارکرد آن است؛ فرصتی که عکاسان را فرامی‌خواند تا فراتر از بازنمایی صرفِ واقعیت، از معنا، زیبایی‌شناسی، فلسفه و تجربه زیسته انسان معاصر سخن بگویند. شاید همین، مهم‌ترین مسئولیتی باشد که امروز بر دوش نسل تازه عکاسان قرار گرفته است.

مایه خرسندی است که به همت انجمن سینمای جوانان ایران (دفتر قزوین)، این سخنرانی پس از برگزاری در اهواز و چند نشست دیگر، بالاخره در شهر خود سخنران نیز برگزار و امکان بهره‌مندی جامعه عکاسی قزوین  از این بحث‌ فراهم آمد.

با این همه، به نظر می‌رسد این مباحث همچنان ظرفیت گسترش و واکاوی بیشتری دارند. امید است در ادامه چنین نشست‌هایی، افزون بر تبیین این تحولات، به چرایی شکل‌گیری آن‌ها، پیامدها و آسیب‌شناسی این دگرگونی‌ها، و نیز چشم‌اندازها و راهکارهای پیش روی عکاسی معاصر نیز پرداخته شود؛ چراکه فهم عمیق این تحولات، خود گامی ضروری برای ترسیم آینده عکاسی است.

امید است استمرار چنین نشست‌هایی، زمینه‌ساز ارتقای دانش نظری، گسترش گفت‌وگوهای تخصصی و همگام شدن عکاسان جوان با جریان‌های معاصر عکاسی جهان باشد. در کنار نهادهای فرهنگی رسمی، شکل‌گیری و تداوم فعالیت نهادهای مستقل نیز می‌تواند نقشی مؤثر در پویایی فضای فرهنگی و هنری شهر ایفا کند.

گروه هنری واحه نیز با همین رویکرد، خود را متعهد به ایجاد بستری برای گفت‌وگو، آموزش و تبادل تجربه در حوزه عکاسی و هنرهای تصویری می‌داند. واحه آمادگی دارد با همکاری عکاسان، استادان، پژوهشگران، هنرمندان، هنرجویان و تمامی علاقه‌مندان، در برگزاری نشست‌های تخصصی، کارگاه‌های آموزشی و رویدادهای فرهنگی مشارکت کند و سهمی در شکل‌گیری یک جریان مستمر و پویا در فضای عکاسی قزوین داشته باشد. اگر دغدغه رشد، یادگیری و گفت‌وگو درباره عکاسی را دارید، انتشار گزارش‌ها و اخبار واحه را دنبال کنید؛ این مسیر، تنها با مشارکت و هم‌افزایی جامعه هنری شهر به ثمر خواهد نشست.

تهیه و تنظیم: تحریریه مجله گروه هنری واحه — ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵


One thought on “از ژورنالیسم و لحظه قطعی تا بیان شخصی؛ تحول رویکرد عکاسان مگنوم در قرن بیست‌ویکم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *