خوانش عکس، مجموعه عکس، استیتمنت

گزارش اختصاصی مجله واحه از نشست «خوانش عکس، مجموعه عکس، استیتمنت» با حضور اسماعیل عباسی

 پایان دیکتاتوری دوربین؛ در جستجوی لایه‌های پنهان حقیقت در قاب تصویر

عصر چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، مجتمع فرهنگی هنری ارشاد قزوین به همت انجمن سینمای جوانان ایران-دفتر قزوین، میزبان نشستی با عنوان «خوانش عکس، مجموعه‌عکس و استیتمنت» بود. در این نشست، اسماعیل عباسی، نویسنده، پژوهشگر و مدرس پیشکسوت عکاسی، کوشید فراتر از قالب یک کلاس آموزشی متعارف، به واکاوی ماهیت رسانه عکاسی و نسبت آن با مفاهیم فرهنگی و اجتماعی بپردازد.

برگزاری این برنامه پس از نشست «عکاسی در وضعیت معاصر» با حضور مهدی مقیم‌نژاد، دیگر عکاس و مدرس شناخته‌شده ایرانی، که ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ برگزار شد؛ نویدبخش فعالیت مجدد و ارزشمند انجمن در زمینه «هنر عکاسی» پس از سال هاست، که این موضوع را باید به نفع پرورش علمی نسل جدید عکاسی قزوین به فال نیک گرفت. هرچند گزارش آن نشست نیز از سوی مجله هنری واحه تهیه  و آماده انتشار شده بود، اما به دلایلی مجال انتشار نیافت. به هر حال در روزگاری که تولید و مصرف تصاویر به گسترده‌ترین و در عین حال سطحی‌ترین شکل خود رسیده است، برگزاری چنین نشست‌هایی با رویکردی میان‌رشته‌ای، زمینه‌ساز پیوندی ضروری میان عکاسی، فلسفه، نشانه‌شناسی و جامعه‌شناسی است و می‌تواند به تعمیق نگاه انتقادی نسبت به تصویر و کارکردهای آن در جامعه معاصر کمک کند.

تیم مجله هنری واحه گزارشی مختصر از این نشست را آماده کرده که در ادامه مشاهده می‌فرمایید :

افسانه عینیت: آیا دوربین واقعاً دروغ نمی‌گوید؟

نشست با اشاره مستقیم به یکی از مقدس‌ترین و در عین حال فرسوده‌ترین گزاره‌های تاریخ عکاسی آغاز شد: «دوربین دروغ نمی‌گوید». اسماعیل عباسی با رویکردی نقادانه، این توهم واقعیت‌نمایی مطلق را زیر سؤال برد. او با ارجاعاتی به تاریخ هنر و نظریه‌های انتقادی تصویر، نشان داد که عکس نه یک سند بی‌واسطه و شفاف از جهان، بلکه متنی پیچیده است که توسط مؤلف (عکاس) رمزگذاری شده است. دوربین تنها یک ابزار مکانیکی نیست، بلکه فیلتری است که از طریق آن، جهان بینی، سوگیری‌ها و انتخاب‌های ایدئولوژیک یا زیبایی‌شناختی عکاس به مخاطب تحمیل می‌شود.

فروپاشی هژمونی لحظه قطعی

یکی از جالب‌ترین بخش‌های این نشست، بازخوانی مفهوم «لحظه» در عکاسی بود. قرن‌هاست که عکاسی با مفهوم انجماد زمان گره خورده است، اما عباسی با پیش کشیدن آثار هنرمندان معاصری چون باربارا پروبست (Barbara Probst)، نشان داد که یک لحظه واحد در مختصات زمان، فاقد یک حقیقت یگانه است. ثبت همزمان یک رویداد از زوایا، فواصل و با لنزهای گوناگون، منجر به خلق تصاویری می‌شود که نه‌تنها با یکدیگر متفاوت‌اند، بلکه گاه در تضاد معنایی کامل با هم قرار می‌گیرند. از این منظر، عکس دیگر «پنجره‌ای رو به جهان» نیست، بلکه یک «برساخت» است؛ برساختی که در آن زاویه دید، پرسپکتیو و حتی نوع عدسی، در حال نگارش روایت دلخواه عکاس هستند.

عدم قطعیت و مرگ مؤلف در قاب عکس

سخنران در ادامه این نشست با وام‌گیری از مفاهیم عدم قطعیت در فلسفه و علم مدرن، بر کثرت‌گرایی معنایی تصویر تأکید ورزید. تصویر عکاسانه، متنی گشوده است که با رسیدن به چشم مخاطب، تازه حیات خود را آغاز می‌کند. معنای نهایی یک عکس، هرگز در خود قاب محبوس نیست؛ بلکه در نقطه تلاقی تصویر با «تجربه زیسته»، «خاستگاه طبقاتی» و «پیش‌زمینه فرهنگی» بیننده متولد می‌شود. این خوانش چندصدایی، پایان باوری است که عکس را حامل یک پیام ثابت و دیکته‌شده می‌پنداشت.

قاب‌؛ عمل خشونت‌بار حذف واقعیت

فرآیند عکاسی، تقلیل یک جهان سه‌بعدی، پویا، رنگی و معطر به یک سطح دوبعدی، بی‌صدا و محدود است. سخنران نشست در ادامه به این نکته اشاره کرد که عمل قاب‌بندی (Framing)، پیش از آنکه یک انتخاب زیبایی‌شناختی باشد، یک عمل حذفی است. هر عکسی، با گنجاندن بخشی از جهان در درون کادر خود، در حال طرد کردن بی‌رحمانه بخش وسیع‌تری از واقعیت در خارج از کادر است. بنابراین، عکس بازتاب واقعیت نیست، بلکه تکه‌ای بریده‌شده و ایزوله از آن است. حتی تغییر کنتراست، تبدیل تصویر به سیاه‌وسفید، یا تغییر پلتفرم ارائه اثر، می‌تواند ماهیت این قطعه از واقعیت را به‌کلی دگرگون سازد.

از سینما تا ادبیات؛ دفاع از چندصدایی حقیقت

عباسی برای تبیین ایده «تکثر حقیقت»، به نمونه‌هایی از سینما و ادبیات ارجاع داد و با اشاره به روایت‌های تودرتو و زاویه‌دیدهای متکثر در آثار عباس کیارستمی، فیلمنامه‌های اصغر فرهادی و نمایشنامه‌های بهرام بیضایی، بر نسبی بودن ادراک انسان از واقعیت تأکید کرد. او معتقد بود همان‌گونه که در یک درام اصیل ایرانی هر شخصیت تنها بخشی از پازل حقیقت را در اختیار دارد و هیچ‌کس مالک حقیقت مطلق نیست، در عکاسی نیز با «منظرهایی از حقیقت» مواجه هستیم؛ منظرهایی که هر یک بخشی از واقعیت را آشکار می‌کنند، بی‌آنکه بتوانند حقیقت را به‌صورت کامل و عریان بازنمایی کنند.

لبه تیغ عکاسی خبری و اخلاق بازنمایی

در ادامه، عباسی سعی کرد مرزبندی دقیقی میان عکاسی فاین‌آرت (هنری) و عکاسی خبری (فتوژورنالیسم) ترسیم کند. در حالی که عکس هنری از ابهام و چندپهلویی استقبال می‌کند، عکس خبری زیر بار سنگین تعهد به انتقال دقیق اطلاعات قرار دارد. سخنران با هشداری جدی، از خطرات دستکاری تصویر (چه در مرحله ثبت و چه در مرحله پس‌تولید) سخن گفت. در عکاسی خبری، فقدان کپشن (شرح عکس) دقیق، نادیده گرفتن کانتکست و دستکاری عناصر بصری، نه‌تنها یک خطای تکنیکی، بلکه یک لغزش اخلاقی است که می‌تواند به تحریف تاریخ منجر شود.

کتیبه‌ای بر تصویر: نقش حیاتی عنوان و استیتمنت

بخش دوم نشست، به طور ویژه به مکانیسم‌های معناسازی اختصاص داشت. نقش «عنوان» در عکس، به عنوان پلی میان تصویر و کلمه مورد واکاوی قرار گرفت. عکس، ذاتاً زبانی الکن دارد و مستعد سوءتفسیر است (همانند تمثیل شازده کوچولو در باب سوءتفاهمات زبانی). عنوان عکس، همانند لنگری است که کشتی سیالِ معنای تصویر را در ذهن مخاطب مهار می‌کند. با ذکر مثال‌هایی از آثار رنه ماگریت و هنر مفهومی، نشان داده شد که عنوان می‌تواند یک عکس پیش‌پاافتاده را به یک معمای فلسفی تبدیل کند، یا برعکس، کنایه‌ای زهرآگین به تصویری ساده بزند.

فرم ارائه و زبان بدن سوژه‌ها

چگونه عکس می‌بینیم؟ این پرسشی بود که در مبحث «شیوه ارائه» و «زبان بدن» پاسخ داده شد. عباسی تأکید کرد که کیوریتوری (نمایشگاه‌گردانی)، ابعاد چاپ، پاسپارتو، و ترتیب چینش عکس‌ها روی دیوار، جملگی بخشی از گرامر بصری اثر هستند. از سوی دیگر، در مواجهه با سوژه‌های انسانی به‌ویژه در عکس‌های مستند و سیاسی توجه به زبان بدن  (Body Language)، فاصله پروکسمیک (حریم شخصی) سوژه‌ها، امتداد نگاه‌ها و تنش‌های پنهان در عضلات صورت، کدهایی حیاتی برای خوانش روابط قدرت و عواطف مستتر در عکس هستند. این نشانه‌شناسی بصری، ابزار اصلی یک منتقد برای رمزگشایی از عکس است.

کالبدشکافی نقد: از توصیف عینی تا تفسیر تحلیلی

یکی از آسیب‌شناسی‌های دقیق مطرح‌شده در این نشست، فقدان متدولوژی در نقد عکس بود. سخنران با ترسیم یک نقشه راه، تأکید کرد که نقد عکس باید از یک «توصیف پدیدارشناسانه و بی‌طرفانه» آغاز شود. در این مرحله، منتقد حق هیچ‌گونه ارزش‌گذاری یا قضاوت ذهنی ندارد. تنها پس از احصای دقیق عناصر بصری، فرم، ترکیب‌بندی، نور و بافت است که می‌توان وارد ساحت تحلیل، تفسیر نشانه‌شناختی و در نهایت، صدور نقد درباره ارزش زیبایی‌شناختی و محتوایی اثر شد. به نظر اسماعیل عباسی توقف در ایستگاه توصیف، آفت بزرگ نقدهای امروزی است.

مجموعه عکس: فراتر از یک پوشه تصاویر هم‌خانواده

پایان‌بخش این نشست، آسیب‌شناسی مفهوم «مجموعه عکس» در فضای معاصر بود؛ حوزه‌ای که به نظر عباسی، به شدت دچار بدفهمی شده است. به نظر سخنران، صرفِ گردآوری ده عکس از یک موضوع واحد (مثلاً ده عکس از بازار فرش)، یک «مجموعه عکس» (Photo Essay/Series) نمی‌سازد.

یک مجموعه عکس نیازمند یک استراکچر ذهنی، سینتکس (نحو) بصری، و یک «نخ تسبیح» مفهومی است. روایت در مجموعه عکس، لزوماً به معنای قصه‌گویی خطیِ کلاسیک نیست (آن‌چنان که در فوتورومان می‌بینیم)؛ بلکه این روایت می‌تواند بر پایه تکرار موتیف‌ها، ایجاد تضاد، ضرب‌آهنگ (ریتم) بصری و تکامل یک کانسپت شکل بگیرد، به‌نحوی که عکس‌ها در کنار یکدیگر، هم‌افزایی کرده و معنایی کلان‌تر از تک‌تک فریم‌ها خلق کنند.

سخن پایانی مجله واحه

نشست ۲۷ خرداد را می‌توان از این منظر ارزشمند دانست که دعوتی به بیداری بصری و هشداری در برابر مواجهه منفعلانه با سیل گسترده تصاویر روزمره بود. هرچند برای مخاطبانی که در سال‌های گذشته آثار و نوشته‌های اسماعیل عباسی را دنبال کرده‌اند، بخش قابل توجهی از مباحث مطرح‌شده آشنا به نظر می‌رسید، اما همان‌گونه که در ابتدای این گزارش اشاره شد، در روزگاری که با نسلی کم‌حوصله‌تر در مطالعه و تأمل هنری روبه‌رو هستیم و در عین حال دسترسی به انبوهی از اطلاعات و منابع تنها در چند ثانیه امکان‌پذیر شده است، بازخوانی چنین مفاهیمی همچنان ضرورتی انکارناپذیر به شمار می‌آید.

عباسی در این نشست یادآور شد که عکاسی، پیش از آنکه هنر فشردن شاتر باشد، هنر اندیشیدن، انتخاب کردن و در نهایت، پذیرش پیچیدگی‌ها و عدم قطعیت‌های جهان معاصر است. نگاهی که می‌تواند مخاطب را از مصرف‌کننده صرف تصاویر به خوانشگری آگاه و منتقد تبدیل کند.

بر این باوریم که گذار از نگاه آماتور به جایگاه یک هنرمند مؤلف در عرصه هنرهای تصویری، تنها از مسیر چنین مواجهه‌های انتقادی، همراه با استمرار در تمرین، مطالعه و یادگیری حاصل می‌شود؛ مسیری که در آن عکس صرفاً دیده نمی‌شود، بلکه خوانده، تحلیل و تفسیر می‌شود.

از این رو، شایسته است از تلاش‌های انجمن سینمای جوانان ایران ـ دفتر قزوین در برگزاری این‌گونه نشست‌های تخصصی قدردانی شود و امیدوار باشیم که حمایت از برنامه‌هایی با این رویکرد، تداوم یابد و زمینه‌ساز گسترش گفت‌وگوی جدی درباره عکاسی و هنرهای تصویری در استان باشد.

 تهیه و تنظیم: تحریریه مجله گروه هنری واحه – ۲۸ خرداد ۱۴۰۵


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *