
نشست نقد و بررسی «راههای گم شدن»، شامگاه چهارشنبه در آموزشگاه تخصصی عکاسی و هنرهای تصویری واحه با محوریت واکاوی و تماشای آثار عکاسی «سینا تاج» و با حضور جمعی از هنرجویان و علاقهمندانِ هنر عکاسی برگزار شد.

عبور از «لحظه قطعی»؛ عکاسی به مثابه کششِ زمان
یکی از اولین مباحثی که در ابتدای نشست توسط میزبان برنامه مطرح شد، تقابل آشکارِ آثار سینا تاج با مفهوم سنتی «لحظه قطعی» هانری کارتیه برسون بود. برخلاف سنتِ غالب که عکاس خیابانی به دنبال انجمادِ کامل و واضحِ یک رویداد در کسری از ثانیه است، آثار تاج تمایلی به پایان دادنِ آن لحظه ندارند. او با استفادهی آگاهانه از تکنیکهایی نظیر «پنینگ» (Panning) و ثبت حرکت (Motion Blur)، سوژهها را در هالهای از گذر و سیالیت قرار میدهد.
عکسهای او بیانیه صادر نمیکنند و به دنبال انتقال پیامهای گلدرشتِ اجتماعی نیستند؛ در این آثارِ بی ادعا، حرکت و گذر، نه یک خطای تکنیکی، بلکه بازتابی از یک زیستِ ناآرام و در حال عبور است.

پیوندهای سبکی: از شاعرانگی ارنست هاس تا عصیان دایدو موریاما
در بخش نقد فرمال آثار، به شباهتهای بنیادینِ نگاه سینا تاج با دو تن از بزرگان تاریخ عکاسی اشاره شد. از یک سو، رگههایی از شاعرانگیِ رنگ و حرکت که یادآور آثار دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی ارنست هاس (Ernst Haas) است در کارهایش دیده میشود و از سوی دیگر، اتمسفر تاریک، مبهم و خشنِ عکسهای سیاه و سفیدِ او، مکتب ژاپنی و نگاه عصیانگرِ دایدو موریاما (Daido Moriyama) را به ذهن متبادر میسازد.

سینا تاج هنرمندی چندوجهی است که تجربه ی زیست در فضاهای معماری و نقاشی را نیز با خود به همراه دارد (و ردپای رویکرد امپرسیونیستی در عکسهای او مشهود است). با این حال، او دوربین را نه برای خلق یک شاهکار هنری، بلکه به عنوان ابزاری برای «برونریزی» و مرهمی بر التهابات درونی در دست گرفته است. به گفتهی خود هنرمند، عکاسی برای او همچون سوپاپ اطمینانی است که مانع از انفجارِ درونی میشود.

عکاسِ نامرئی؛ پرسه در صندلی عقب
قسمت دیگر این نشست، تشریح نحوهی مواجههی سینا تاج با سوژههایش بود. برخلاف عکاسان خیابانی که تهاجمی عمل کرده و دوربین را در برابر چشم و صورت سوژه قرار میدهند، او ترجیح میدهد «دیده نشود». بخش عمدهای از آثار او از صندلی عقبِ اتومبیل یا از پشت یک موتور سیکلتِ در حال حرکت ثبت شدهاند. این پرهیز از رویاروییِ مستقیم، ریشه در جهانبینی هنرمند دارد. او خود را جزئی شناور در اعماق یک اقیانوس میبیند که کنترلی بر جریان پیرامونش ندارد. فقدان چهرههای واضح در عکسهای او و ثبت سوژهها از پشتسر، بازتابی از همین جبرگرایی، ترسها و شاید تلاش برای یافتنِ صلح با هستی است.

زیباییشناسیِ فضاهای منفی و اشیاءِ فراموششده
سینا تاج در روند انتخاب سوژه، از زیباییهای قراردادی (انسان زیبا، معماری باشکوه، لباسهای فاخر) میگریزد. تمرکز او بر حاشیهها، پسماندهها و فضاهایی است که کمترین توجهِ انسانی به آنها معطوف میشود. او در اشیاء خاکگرفته و نقاط کورِ شهر، نوعی سرشاری و رهایی مییابد.

در پایان نشست، با ارجاع به فلسفهی شرقی (تائو) و تمثیلِ «کوزه و چرخ»، به هستهی مرکزی آثار تاج اشاره شد: همانطور که کارکرد یک کوزه یا یک اتاق به فضای خالیِ درونِ آن بستگی دارد، ارزش عکسهای تاج نیز در به تصویر کشیدنِ همین خلأها، فضاهای منفی و بُعدِ نادیدهگرفتهشدهی زندگی است. او با ثبت این لحظاتِ خالی، به مخاطب تلنگر میزند تا ارزشهای عمیقترِ هستی را در ورای روزمرگیها جستجو کند.

نشست «راههای گم شدن» در آموزشگاه واحه، نگاه به آثار هنرمندی بود که به شدت از ادعا و خودنماییهای مرسوم در جامعهی هنری میپرهیزد. سینا تاج با ممارست و تداومی کمنظیر، بیآنکه در قید و بندِ جشنوارهها، دیده شدنها و لایکهای شبکههای اجتماعی باشد، به تولید عکس میپردازد. آثار او یادآوری میکنند که هنر عکاسی لزوماً در کادربندیهای بینقص و سوژههای دراماتیک خلاصه نمیشود؛ گاهی هنر، تواناییِ دیدنِ همان چیزهایی است که جهان با بیتفاوتی از کنارشان میگذرد.

در ادامه گزارش تصویری از این نشست را مشاهده میکنید :








